تبليغاتX
پایگاه شهید سید مجتبی هاشمی _ چريك
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما

برای این که نردبان اندیشه خود را در جاى محكمى قرار دهيم ، بهترين زير بناى فكرى آن است كه مقام معظم رهبرى (دام ظلّه الوارف) در مورد آن فرموده‏اند: آن چيزى كه ما مى‏توانيم بگوييم اين است كه: «مبناى فكرى انقلاب» تفكّرات شهيد مطهرى است و لا غير...



الف) نظر اسلام در مورد زن چيست؟ بالأخره روش تربيت اسلامى بر چه اصولى تكيه دارد؟ عقيده ما در مورد جهان آخرت چگونه بايد باشد؟ اين‏ها و صدها سؤال ديگر ذهن بسيارى از ما را مشغول كرده است و براى يافتن جواب، يا مرجعى براى پاسخگويى پيدا نمى‏كنيم يا با جوابهاى متفاوت و متضادّ روبرو مى‏شويم و يا اگر كمر همّت مى‏بنديم تا با مراجعه به منابع اصيل معارف اسلامى جواب خود را بيابيم، در پيمودن راه دشوارى كه براى جداكردن حقّ از باطل و سخن مستند از دروغ و كتاب صحيح از تحريف شده و كلام واقعى از تقيّه و نقل صادقانه از مغرضانه و... وجود دارد درمانده مى‏شويم. بهتر آن است كه پاسخ تمام پرسشهاى خود را در ميان آثار شخصيتى جستجو كنيم كه مراحل دشوار تاريخ، ادبيات، منطق، فلسفه، فقه، اصول، رجال، كلام، تفسير و عرفان را با موفقيّت كم نظيرى پيمود و روح مطهّرش كه معطّر به ولايت واقعى معصومين بود، ذهن جوّال و استعداد خارق العاده‏اش را يارى نمود تا عصاره آن معارف را در قالب كلمات ساده‏اى بريزد و معجزه‏آسا تصوير جامع‏الاطرافى از آموزه‏هاى اسلام را آماده استفاده مشتاقان نمايد.

اين است كه مقام معظّم رهبرى (دام ظلّه) مى‏فرمايند: امروز جوانان ما، دانشجويان ما، معلّمان ما، كارگران ما اگر مى‏خواهند در زمينه افكار اسلامى عمق پيدا كنند و پاسخ سؤالات خود را پيدا نمايند بايد به كتابهاى شهيد مطهرى مراجعه كنند.

ب) همه ما مى‏دانيم كه براى ساختن يك بناى محكم و پايدار، قبل از آن كه مصالح خوب و با كيفيّتى را به كار گيريم نيازمند يك نقشه دقيق و معقول هستيم تا بر اساس آن، پايه و شالوده محكمى ايجاد و نصب ستونها و بالابردن ديوارها آغاز شود. كسانى كه در وادى تفكّر قدمى برداشته‏اند اين حقيقت مهمّ را دريافته‏اند كه اگر انسان پايه‏هاى تفكّر خويش را بر اساس اصول قطعى و خدشه‏ناپذيرى استوار نكرده باشد دير يا زود در برابر امواج سهمگين سؤال و شبهه، نه تنها توان مقاومت و پاسخگويى ندارد بلكه در دانسته‏هاى قبلى خويش نيز ترديد مى‏كند و سرانجام خسته و نااميد، با حسرت فرصتهاى از دست رفته در انتظار آينده مبهم و بى­ثمر خويش مى‏نشيند. درست مانند كسى كه بهترين مصالح ساختمانى را در زمينى سست و شنى به كار مى‏برد و با كوچكترين لرزه جز تلّى از خاك و سنگ بى‏مصرف در برابر خود نمى‏بيند.

براى فرار از اين عاقبت شومِ فكرى، بايد ابتدا اصول قطعى و محكمى را بپذيريم و آنگاه قدم به قدم در مسير علم و دانش گام برداشته، با استدلال مناسب به استقبال مسائل مختلف برويم. البته اين توهّم پيش نيايد كه قرار است مقلّد بى چون و چراى افكار و نظرات شهيد مطهرى باشيم، زيرا به جز كلامى كه متّصل به سرچشمه وحى است، هرچه باشد در تضارب افكار عرصه‏هاى علمى دستخوش تحوّل و تكامل مى‏گردد. بلکه غرض آن است كه نردبان اندیشه خود را در جاى محكمى قرار دهيم و بهترين زير بناى فكرى آن است كه مقام معظم رهبرى (دام ظلّه) در مورد آن فرموده‏اند: آن چيزى كه ما مى‏توانيم بگوييم اين است كه: «مبناى فكرى انقلاب» تفكّرات شهيد مطهرى است و لا غير.

ج) هر يك از ما معمولاً جاى خالى مطالب سودمند، جذّاب، روان و متنوّع را در مطالعات خود احساس مى‏كنيم. نيازى كه بسيارى از ما داريم معرّفى منابع مناسبى براى گسترش مطالعه و كسب اطّلاعات عمومى و اسلامى بيشتر و كارآمد است. (البتّه اين درخواست و احساس نياز معمولاً در هياهوى زندگى امروزى و يكنواختى كشنده آن گم مى‏شود ولى در خلوت تنهايى خود متوجّه اين نقص بزرگ مى‏شويم.)

مجموعه كتابهاى شهيد مطهرى ‏قدس سره به عنوان كتابخانه نسبتاً جامعى از علوم اسلامى منبع مناسبى براى بالا بردن سطح آگاهى‏ها و پركردن اوقات فراغت همه ماست. حضرت امام خمينى‏قدس سره در سومين سالگرد شهادت استاد فرمودند: «آثارى كه از او هست بى‏استثنا همه خوب است و من كس ديگرى را سراغ ندارم كه بتوانم بگويم بى‏استثنا آثارش خوب است، ايشان بى‏استثنا آثارش خوب است

د) يكى از مشكلاتى كه هنگام بررسى افكار بروز مى‏كند رعايت نكردن نظم منطق پاسخ گويى است. به عنوان مثال گفتگوى يك كارمند با ارباب رجوع را در نظر بگيريد كه هيچ‏كدام متوجّه تقاضاى طرف مقابل نمى‏شود و بدون توجّه به سخنان او با حرارت و عصبانيّت بر گفته خود پافشارى مى‏كند؛ يا جوانى كه با قصد شركت فعّال در جمع دوستانش، مطالب و شواهد مختلفى را با هيجان تعريف مى‏كند ولى متأسّفانه به علّت نا­آشنايى با «منطق گفتار» هم خود ناراحت و سرخورده مى‏شود و هم دوستانش او را به پراكنده‏گويى و عدم جذابيّت متّهم مى‏كنند.

همه ما در ارتباط با ديگران نيازمند شيوه‏اى علمى و كارآمد براى رعايت نظم و منطق پاسخ گويى هستيم و كسانى كه اندك آشنايى با ادبيّات شهيد مطهرى‏ قدس سره دارند مى‏دانند كه كتابهاى ايشان روشى بديع و مفيد را در فهم مسائل و چگونگى پاسخگويى، آموزش مى‏دهد. حضرت امام خمينى ‏قدس سره در دومين سالگرد شهادت ايشان فرمودند: «او با قلمى روان و فكرى توانا در تحليل مسائل اسلامى و توضيح حقايق فلسفى با زبان مردم و بى قلق و اضطراب به تعليم و تربيت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بى استثنا آموزنده و روانبخش است

خلاصه اين كه مجموعه كتابهاى شهيد مطهرى ‏قدس سره از هر زاويه‏اى كه مورد بررسى قرار گيرد بى نظير و مطالعه آنها بسيار مفيد و ضرورى است

نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :

ناگفته هایی از 6 سال خدمت در محضر استاد///اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر شد...!

  *اشاره «به خاطر شهید مطهری تا قم كه راهی نیست، اگر لازم باشد حاضرم تا شیراز هم بروم» ...

 عبارت فوق شاید اولین جمله‌ای بود كه پس از سلام و احوال پرسی با راننده استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری در سال‌های 1349 تا 1355 از زبان وی جاری شد.

آقای غلامرضا كریمی كه اینك در آستانه 60 سالگی عمر خود قرار دارد، ساكن قزوین است، اما با این حال برای انجام مصاحبه‌ای اختصاصی با مركز خبر حوزه، رنج سفر را برای آمدن به قم بر خود هموار كرده و در بعد از ظهر یكی از روزهای آغازین دومین ماه سال میهمان گفتگوی صمیمانه و البته 2 ساعته ما شد.

او هنوز هم پس از گذشت حدود 35 سال از آخرین باری كه راننده استاد شهید مطهری بود، با حالتی حسرت آمیز از آن 6 سال همراه بودن با استاد سخن می‌گوید و البته بر این نكته تاكید می‌كند كه روح آن شهید والا مقام را شاهد و ناظر زندگی خود می‌بیند.

آن چه در ادامه می‌خوانید چكیده‌ای خواندنی از این گپ و گفت درباره چگونگی آشنا شدن ایشان با شهید مطهری و ذكر خاطراتی جذاب از سیره زندگانی آن معلم شهید است. توصیه دوستانه ما این است كه مطالعه این گفتگو را از دست ندهید!

عمر مفید 6 ساله!

با كمال افتخار می‌گویم آن 6 سالی كه (از سال 49 تا 55) بنده راننده حاج آقا (استاد مطهری) بودم بهترین دوره زندگی من بوده است. آن موقع جوانی 19 ساله بودم كه خداوند این توفیق را به من عنایت كرد كه با یكی از بزرگ‌ترین مردان معاصر این آب و خاك آشنا شوم.

بعد از گذشت این همه سال آرزوی بزرگ زندگی‌ام این است كه‌ای كاش دوباره آن روزها به رایم تكرار می‌شد و این كه هیچ گاه هم تمام نمی‌شد!

 باور كنید احساس و باورم این است كه عمر مفید من همان 6 سالی بود كه در خدمت استاد مطهری بودم.

*بزرگ‌ترین معلم همه عمر.

از این حیث بدون اغراق باید بگویم، استاد مطهری بزرگ‌ترین معلم در طول زندگی‌ام بود و رفتار صمیمانه و حكیمانه آن بزرگوار با افراد مختلف به ویژه خانواده و فرزندان خود در زندگی من الگویی تمام عیار از نوع مواجهه با افراد به خصوص خویشان و نزدیكان بوده است. اساسا شهید مطهری معلمی بود كه هر كس در حد فهم و درك خود می‌توانست از كلام و سیره زندگانی ایشان درس‌های زیادی بگیرد.

*هر دو هفته یكبار به قم می‌آمدیم.

آن چند سالی كه در محضر استاد بودم به خوبی به یاد دارم، هر دو هفته یك بار، روزهای پنجشنبه به قم می‌آمدیم چرا كه استاد در این روز خاص، جلسات درسی در این شهر مقدس داشت. خب اوایل، كلاس‌های ایشان در قم در حوزه برپا می‌شد، اما به تدریج این جلسات در یكی از مساجد شهر برگزار شد و انصافا هم جمعیت زیادی از درس ایشان بهره لازم می‌برد.

معمولا در این یك روزی كه در قم بودیم یا به منزل حاج آقای قرائتی می‌رفتیم یا در منزل دو روحانی سید كه متاسفانه اسمشان را به یاد ندارم، سكونت داشتیم.

یكی از ویژگی‌های برجسته رفتاری شهید مطهری این بود كه ایشان خیلی دوست داشت كه وقتی در قم هستیم حتما به منزل طلبه‌ها برویم و حتی الامكان نیز در منزلی اقامت داشته باشیم كه به دور از تشریفات بوده و ساده و صمیمی باشد. البته استاد در زمانی كه در قم بودیم گاهی به منزل حاج احمد آقا (فرزند حضرت امام) و بیت امام (ره) هم سری می‌زد و جویای احوال می‌شد.

*صمیمیتی بی نظیر با طلاب.

به همین مناسبت لازم است در این جا به نكته‌ای مهم اشاره كنم و آن این كه حاج آقا (شهید مطهری) عمیقا طلبه‌ها را دوست داشت و به مراتب بیش از دانشگاهی‌ها با طلاب راحت و صمیمی بود. البته ایشان با اقشار مختلف مردم اعم از پزشكان و بازاریان و روحانیون و دانشجویان جلسات و مراوداتی داشت، اما با این همه نوع ارتباط ایشان با طلاب و اهل علم از جنس دیگری بود.

اولین بار كه خدمت ایشان رسیدم بنا بر این بود تا زمانی كه استاد در دانشكده (الهیات دانشگاه تهران) حضور دارد و بعد از آن به منزل مراجعت می‌نماید، یعنی حول و حوش ساعت 5 بعدازظهر به عنوان راننده در خدمت ایشان باشم، اما به جهت علاقه‌ای كه به استاد داشتم، خودم خواستم كه شب را هم در منزل ایشان بمانم و چون آن موقع مجرد بودم از این جهت مشكلی نبود. استاد مطهری هم پس از مشورت با خانواده رضایت دادند كه من در یك اتاقی در كنار پاركینگ منزل بمانم.

استاد به تداوم جلسات انس با اقشار گوناگون مردم اهمیت زیادی می‌داد. از همین رو صبح‌های جمعه با پزشكان جلسه داشت و مدتی هم این جلسه درمسجد الجواد (ع) تهران برگزار می‌شد و تا آن جا كه یادم هست در این جلسه بحث بانكداری اسلامی مطرح می‌شد. وقتی هم كه این جلسه تمام می‌شد، بلافاصله به جلسه تفسیر در جایی دیگر می‌رفتیم.

جلسات تفسیر هر هفته برگزار می‌شد و چون مكان برگزاری آن هم اطراف منطقه قلهك بود، مخاطب این جلسه عموما بازاری‌ها بودند. البته مدتی كه رژیم شاه با برپایی این جلسات مخالفت می‌كرد، برحسب اجبار و شرایطی كه وجود داشت، این جلسات به طور مخفیانه در منازل برخی افراد برگزار می‌شد.

*خستگی ناپذیر و منظم در زندگی.

به عنوان كسی كه سالیانی را در محضر استاد مطهری بودم، باید بگویم واقعا خستگی ناپذیری ایشان برای همه ما در آن زمان الگو بود. ایشان اصلا وقت خود را به بطالت نمی‌گذراند و لذا برای همه اوقات خود برنامه ریزی مناسبی داشت.

بنده از آن جا كه از بچگی پدرم را از دست داده بودم، شهید مطهری به رایم حكم پدری مهربان و دلسوز را داشت، كما این كه انصافا خانواده آن بزرگوار نیز مثل خانواده خودم بود و من با آن‌ها صمیمیتی خاص را احساس می‌كردم.

این صمیمیت و انس و الفت به گونه‌ای بوده كه هنوز هم پس از گذشت 35 سال به منزل ایشان سر می‌زنم و جویای احوال آن‌ها هستم.

*بزرگ منشی در رفتار استاد.

چقدر این مرد بزرگوار و بزرگ منش بود. چه دورانی داشتیم... (چند لحظه مكث) یادم هست یك بار سرم را از ته زدم و یك كلاه شاپو هم به سرم گذاشتم و عینكی هم زدم. خب جوان بودم دیگر ... اما استاد هیچ چیزی در این به اره كه فلانی این چه تیپ و قیافه‌ای است كه به هم زده‌ای به من نگفت. بعد خودم به خودم گفتم؛ این چه تیپی بود و خیلی سریع كلاه و عینك را برداشتم.

این را گفتم كه عرض كنم، رفتار استاد این طور بود مستقیم چیزی به كسی نمی‌گفت، بلكه طوری برخورد داشت كه فرد خودش بداند كدام رفتارش درست است و كدام غلط.

*پیاده روی استاد ترك نمی‌شد.

برنامه روزانه ما این طور بود كه ساعت 5/7 صبح به دانشكده می‌رفتیم.

ایشان اول صبح همیشه پیاده روی می‌كرد، به طوری كه گاهی از منزلشان تا خیابان میرداماد كه راه زیادی هم بود پیاده می‌رفت.

آن گونه كه حاج خانم تعریف می‌كرد، منزل استاد در سال‌های اول ازدواجشان در كوچه آبشار بود و بعد كه به قلهك آمدند، آن خانه را به دو نفر معلول داد و نه تنها از این‌ها اجاره نمی‌گرفت، بلكه حتی در جلسات تفسیر برای این‌ها كمك‌های مالی جمع می‌كرد.

*صمیمیت در عین هوشمندی و زیركی.

رابطه استاد با نسل جوان بسیار صمیمانه و خودمانی بود. آن موقع خیلی از جوان‌ها می‌آمدند از ایشان سوال می‌كردند. یادم هست یك باری كه قم بودیم، یك نفر به ظاهر طلبه وسط جلسه بلند شد و از استاد سوالی كرد به این مضمون، ما برای چی طلبه می‌شویم آیا فقط به خاطر این كه صرفا امام جماعت مسجدی شویم!؟ استاد در آن جا جوابی به این فرد نداد.

برای خود من جای سوال بود كه چرا استاد جوابی نداد. بعد از جلسه در داخل ماشین كه بودیم از ایشان پرسیدم كه چرا جواب این جوان را ندادید ایشان گفت؛ این فرد اصلا طلبه نبود. فكر كنم ایشان این احتمال را می‌داد كه از نیروهای رژیم باشد. این گونه زیركی‌ها و تیزهوشی‌های شهید مطهری در موارد متعددی برای خود من تكرار می‌شد.

از استاد برای سخنرانی و جلسات پرسش و پاسخ در شهرهای مختلف كشور دعوت به عمل می‌آمد. گاهی كه به قزوین می‌رفتیم، بعضا تا ده شب پشت سر هم در منزل آیت الله باریك بین (نماینده فعلی مقام معظم رهبری در استان قزوین) می‌ماندیم. گاهی جلسات استاد در منزل ایشان تا نیمه شب ادامه داشت و جوان‌ها از استاد می‌پرسیدند این چه وضعیه!؟ چرا اوضاع كشور این طور است!؟ چرا فلان و بهمان است، خاطرم هست كه استاد مطهری با ملایمت از كنار بحث‌های داغ آن‌ها می‌گذشت و بعد كه من می‌پرسیدم، چرا جواب آن‌ها را ندادید می‌گفت؛ خیلی از این‌ها اصلا دانشجو و طلبه نیستند؛ به این معنی كه احتمال دارد در بین این‌ها افراد نفوذی رژیم وجود داشته باشد.

ایشان دو بار در دوران قبل از انقلاب به زندان رفت، یادم هست یك بار، 41 روز به طول انجامید. عوامل رژیم هم به تناوب منزل ایشان را می‌گشتند، ولی استاد خیلی تیزهوش بود و مدركی به رایشان باقی نمی‌گذاشت.

بعد از این كه در سال 55 از دانشكده الهیات بازنشسته شدند، من به وساطت استاد و نیز شهید مفتح استخدام دانشكده شدم و مرد شریفی به نام آقای مدنی – خدایش بیامرزد- مدنی راننده ایشان شد و من دیگر در خدمت استاد نبودم.

* نماز شبی كه ترك نشد!

نظم و پشتكار ایشان هم واقعا خیلی جالب و درس آموز بود، به طوری كه مثلا دری‌امی كه مشهد بودیم سر ساعت 3 و نیم به حرم می‌رفتند. همچنین نماز شب ایشان هیچ گاه ترك نمی‌شد. شاید به رایتان جالب باشد ولو این كه در برخی مسافرت‌ها استاد ساعت 5/1 شب می‌خوابید، اما سر ساعت 3 بلند می‌شد و به عبارت دیگر خستگی‌های روزانه و دیر خوابیدن هم باعث نمی‌شد كه نظم ایشان دچار خللی شود.

*یا مطالعه یا نوشتن.

در طول روز بیشتر وقت استاد صرف انجام مطالعه می‌شد. خوابشان در طول شبانه روز بسیار كم بود یا مطالعه می‌كرد و یا مطلبی چیزی می‌نوشت.

به علت كثرت كلاس‌ها، استاد بعضی روزها از 8 صبح تا 8 شب در دانشكده بود و برای این كه من خسته نشوم به من می‌گفت: آقای كریمی می‌توانی الان بروی و 8 شب بیایی دنبالم.

در طول مسیر رفت و آمد می‌دیدم كه همواره استاد در حال مطالعه است و به همین خاطر هم سعی می‌كردم طوری رانندگی كنم كه ایشان اذیت نشوند و بتوانند با آرامش خاطر مطالعه كنند، چرا كه به خوبی می‌دانستم استاد روی وقت و استفاده مناسب از كم‌ترین وقت خود، بسیار حساس بودند.

راستش را بخواهید من در طول این 6 سال جرات نمی‌كردم در هنگام رانندگی تخلفی كنم، چون می‌دانستم ایشان مخالف است و چندباری هم كه سرعتم بالا بود، می‌گفت؛ آقای كریمی عجله‌ای نداریم!

*عصبانیت ایشان را هرگز ندیدم.

اصلا برآشفته نمی‌شد و دعوا نمی‌كرد و حتی كوچك‌ترین دخالتی هم در مسایل شخصی افراد نمی‌كرد.

* پرهیز از تشریفات.

نكته درس آموز دیگر از سیره استاد، منش ساده زیستانه ایشان بود. چند روز اولی كه راننده‌ای ایشان شدم یادم هست، وقتی درب ماشین را به رایشان باز و بسته می‌كردم به من گفت؛ آقای كریمی هر كس سوار می‌شود خودش دست دارد و این كارها لازم نیست.

 این اخلاق و سیره استاد در ساده زیستی و پرهیز از تشریفات واقعا مثال زدنی بود. یكی دیگر از ویژگی‌های بارز ایشان این بود كه وقتی كاری را شروع می‌كرد؛ با صبر و پشتكار آن را به نتیجه مورد نظر می‌رساند و از مشكلات و سختی‌ها هم هیچ گاه خسته و كلافه نمی‌شد.

*فیلم را خودشان ندیدند!

یادم هست یك فیلمی بود به نام محلل كه اگر اشتباه نكنم نصرت الله كریمی آن را ساخته بود كه فیلم افتضاحی بود و در آن ایام جار و جنجال زیادی هم به راه انداخت. آن موقع استاد از یكی از دانشجویان دانشكده الهیات خواست فیلم را دیده و توضیحاتی درباره آن بدهد و حتی از من هم این كار را خواست، چرا كه خودشان نمی‌خواستند این گونه فیلم‌ها را مشاهده كنند. روشن است كه استاد در منزل تلویزیون نداشت و از رادیو هم فقط به اخبار آن گوش می‌داد.

*تفریح در كنار درس و بحث لازم است.

در برخی سفرها كه فرزندان استاد نیز همراه ما بودند می‌گفت؛ كه جایی كنار دریا یا رودخانه‌ای ماشین را نگه دار تا بچه‌ها شنا كنند، خود استاد هم الحق و الانصاف شناگر ماهری بود.

ایشان همیشه می‌گفت؛ در كنار درس و بحث لازم است كه انسان تفریح مناسب و البته به اندازه‌ای داشته باشد.

شهید مطهری در سفرها خیلی هوای من را داشت كه به من سخت نگذرد و معمولا هر جایی كه می‌رفتیم، برای من اتاق جداگانه‌ای می‌گرفت.

بعضی اوقات در طول روز هم می‌گفت؛ جایی برویم چایی بخوریم، اما ایشان مراقب بود جایی كه می‌رویم نامناسب نباشد به همین خاطر بیشتر جاهای سالم و خلوت می‌رفتیم.

نكته جالب رفتار ایشان این بود كه این قدر سنگین در كوچه و خیابان برخورد می‌كرد؛ من به یاد ندارم كسی جلوی ایشان را بگیرد و خدای ناكرده بد و بیراهی بگوید. البته در داخل دانشكده الهیات بودند؛ كسانی بودند كه می‌خواستند اهانت كنند، چرا كه دانشجویان از گروه‌ها زیادی در آنجا بودند و حتی یك بار بین دانشجویان استاد و ماركسیست‌ها درگیری شد.

*نان و پنیر و سبزی و مغز گردو.

از آن جا كه شهید مطهری استاد تمام وقت بود، لذا برخی روزها بعد ازظهر هم در دانشكده می‌ماند و سر ظهر به من می‌گفت؛ برو نان و پنیر و سبزی و مغز گردو تهیه كن. خوراك ایشان عموما همین بود، البته هر چند وقت یكباری هم به یك رستورانی كه سالم و مناسب بود می‌رفتیم، اما بیشتر غذایمان همین نان و پنیر بود.

*خضوعی كم نظیر در محضر پدر.

این توفیق را داشتم كه پدر ایشان را از نزدیك ببینم، باید بگویم ارتباط استاد با پدرشان بسیار صمیمانه بود. شهید مطهری حداقل سالی یك بار با ماشین به فریمان برای دیدار پدر می‌رفت و گاهی هم در طول سال با هواپیما به آن جا سر می‌زد.

وقتی پیش پدر می‌رفت، حالتشان بسیار با خضوع و خشوع بود. اگر كسی ایشان را در آن حال می‌دید، شاید نمی‌دانست ایشان یكی از اساتید بزرگ زمانه خود است.

*دستگیری از فقرا.

حضرت استاد نسبت به دستگیری از فقرا بسیار جدی و حساس بود خب، آن زمان 12 هزار تومان حقوق می‌گرفت. سر هر ماه، هزار تومانش را به من می‌داد و می‌گفت؛ این مبلغ را به یكی از آقایان روحانی كه دچار مشكل مالی و بیماری است، بده یا حتی گاهی خودشان به او سر می‌زد و پول را مخفیانه می‌گذاشت زیر تشك بیمار!

*رابطه شهید مطهری با بزرگان انقلاب.

استاد مطهری در بین بزرگان انقلابی بیشتر از همه با شهید مفتح صمیمی بود، شاید به این خاطر كه در دانشكده بیشتر با هم حشر و نشر داشتند. البته با شهید بهشتی و شهید باهنر و آقای‌هاشمی رفسنجانی هم ارتباط زیادی داشتند. با مقام معظم رهبری نیز كه آن موقع در مشهد بودند نیز ارتباط صمیمانه‌ای میانشان برقرار بود.

یادم هست یك بار كه به مشهد رفتیم و اتفاقا دو ماهی هم آن جا بودیم، استاد كتاب علل گرایش به مادیگری را در آن جا نوشت. در آن ایام در مشهد منزلی اجاره كرده بودیم. ایشان در آن روزها جزوه‌هایی به من می‌داد تا به درب منزل آیت الله خامنه‌ای ببرم.

با آقای راشد هم خیلی صمیمی بود. اساسا ایشان به دید و بازدید دوستان خیلی اهمیت می‌داد و احوال همه را می‌پرسید.

با این همه، این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت كه استاد مطهری بیشتر به دیدار علامه طباطبایی می‌رفت، خلاصه این كه این رابطه استاد و شاگردی و احترامی كه وجود داشت واقعا گاهی فراتر از حد تصور بود.

*ماجرای یك خواب و تعبیر آن.

 یك تابلوی «الله» كه با لامپ نئون ساخته شده در كتابخانه ایشان هنوز وجود دارد. سال‌ها پس از شهادت استاد، یكی دوباری این تابلو شكست كه من آن را درست كردم.

پس از شهادت یك بار در عالم خواب دیدم ایشان در یك حسینیه بزرگی قرار دارند، اما این حسینیه تاریك است. صبح كه از خواب بیدار شدم به حاج خانم (همسر استاد) ماجرا را گفتم و در صحبتی كه با ایشان داشتم متوجه شدم كه آن تابلو شكسته و بعد خودم رفتم آن را درست كردم.

*توجه به حیوانات و خاطره‌ای شنیدنی.

شاید برای خیلی از مخاطبان شما جالب باشد، استاد حتی به حیوانات توجه زیادی داشت. یك بار ایشان مرا در دانشكده صدا زد و گفت؛ كریمی ببین چرا گربه در زیر پله، مدام سر و صدا می‌كند. من رفتم ببینم قضیه از چه قرار است، دیدم گربه زبان بسته كور است. مساله را به حاج آقا گفتم، ایشان آن موقع 15 ریال به من داد تا برای این گربه مقداری جگر سفید بخرم.

بعد از این كه گربه سیر شد متوجه شدم دیگر سر و صدایی نمی‌كند. اتفاقا این زبان بسته فردا هم آمده بود آن جا كه جگر سفید بخورد. بازه‌ام به رایش جگر سفید آوردیم، چند روز كه گذشت و ما مدام به گربه غذا دادیم دیدم، كم كم بینایی‌اش را هم به دست آورد. معلوم بود به جهت گرسنگی این قدر ضعیف شده بود؛ خلاصه توجه استاد به یك گربه برای خود من بسیار جالب و پند آموز بود.

*هنوز در شوك آن خبر هستم...!

12 اردیبهشت سال 58 وقتی از اخبار شنیدم استاد مطهری را ترور كرده‌اند، باور بفرمایید تا مدت‌ها شوكه بودم و هنوز هم پس از گذشت حدود 32 سال از آن زمان دلم می‌گیرد و آرزو می‌كنم ای كاش ایشان زنده بود، هر چند كه ایشان واقعا زنده هستند و آثارشان مایه بركات فراوان است، ولی بالاخره حضور فیزیكی شان چیز دیگری بود.

حسرت بزرگ من این است كه منافقان كوردل برای چه این شخصیت بزرگ را از مردم گرفتند.

صادقانه بگویم بنده هنوز هم روح ایشان را شاهد و ناظر رفتار و زندگی‌ام می‌دانم. خیلی وقت‌ها كه دلم می‌گیرد یاد ایام می‌كنم.

*درسی كه از استاد گرفتم.

از سال 60 تا 80 كشاورزی و دامداری در اصفهان داشتم و از سال 80 به علت قبول شدن بچه‌ها در دانشگاه‌های قزوین مجبور شدیم به قزوین برویم به همین خاطر دامداری را در اصفهان فروختم و در قزوین یك دامداری راه انداختم كه متاسفانه دچار ورشكستگی هم شدم و الان دو دانگ آن را دارم.

چگونگی تربیت بچه‌ها، حسن خلق با خانواده و مردم را من از ایشان یادگرفتم و الان در بین فامیل هم می‌گویند كه فلانی نوع رفتار تو با بقیه فرق می‌كند من می‌گویم بالاخره تاثیر همنشینی با استاد بزرگواری چون شهید مطهری است و این واقعا بزرگ‌ترین افتخار من بوده كه در خدمت این انسان بلندمرتبه باشم.

واقعا نمی‌دانم چه بگویم، چقدر ایشان را دوست دارم. اگر ایشان الان هم زنده بودند دوست داشتم با تمام وجود و بدون هیچ گونه چشمداشتی در خدمت ایشان باشم چرا كه عمیقا اعتقاد دارم خدمت به این افراد، بالاترین اجر الهی را دارد.

نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :
رئيس‌ جمهور در جلسه هيأت دولت:
دولت تا آخر پاي ولايت فقيه ايستاده است

خبرگزاري فارس: احمدي‌نژاد ولايت فقيه را مهم‌ترين محور انقلاب اسلامي دانست و گفت: هرگز به دشمنان اجازه نخواهيم داد از برخي مسائل داخل كشور سوء استفاده كنند.


به گزارش حوزه دولت خبرگزاري فارس، محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور عصر امروز (يك‎شنبه) در جلسه هيأت دولت با اشاره به اينكه تئوري ولايت فقيه نقطه محوري انديشه امام(ره) است، اظهار داشت: بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران بر مبناي اصل ولايت فقيه در مقابل نظام سرمايه‌داري و ماركسيسم، روش جديدي از زمامداري را مطرح نمود و اين روش برآمده از اعماق اعتقادات ما و حلقه اتصال ما به همه انديشه‌هاي الهي است كه پيامبران الهي به بشريت هديه نمودند.

*ولايت فقيه راه امام زمان(عج) است

وي تأكيد كرد: اگر بخواهم اين مسئله را در يك جمله بيان كنم، بايد بگويم كه ولايت فقيه راه امام زمان عجّل الله تعالي فرجه الشريف است.

*هر اختلافي در چارچوب انديشه و نظام ولايت فقيه قابل حل است

رئيس‌ جمهور اضافه كرد: رهبر معظم انقلاب در طول دوره رياست جمهوري بنده، همواره با روشن‌بيني، هوشمندي و دقت هرچه تمام‌تر كمك، مديريت و هدايت مي‌كنند و دولت هميشه از رهنمودهاي ايشان بهره برده و البته هر اختلافي هم در چارچوب انديشه و نظام ولايت فقيه قابل حل است.

*رئيس‌جمهور قوي موجب عزت رهبري و به‌خصوص ملت است؛ هر رهبر و مدير جامعه‌اي نيازمند بازوان پرتوان است

احمدي‌نژاد با تأكيد بر آمادگي هرچه بيشتر خود براي انجام وظايف و مسؤوليت‌هايي كه ملت به‎عهده دولت گذاشته است، اظهار داشت: اعتقاد و باور من اين است كه يك رئيس ‌جمهور قوي و مقتدر موجب عزت رهبري، كشور و به‌خصوص ملت مي‌باشد. يك رئيس ‌جمهور قوي مي‌تواند بايستد، سپر باشد، دفاع كند، امور كشور را پيش برده موجب عزت كشور شود. هر رهبر و مدير جامعه‌اي نيز نيازمند بازوان پرتوان است، تجربه تاريخي حاكي از آن است كه حتي زماني كه بالاترين شخصيت‌هاي اعتقادي ما فاقد بازوان پرتوان بودند، اراده و منويات آنها روي زمين باقي ماند و جاري نشد.

*بزرگ‌ترين خدمت به نظام اسلامي اثبات كارآمدي جمهوري اسلامي ايران است

وي با بيان اينكه بايد كشور را با قدرت اداره و اثبات نماييم كه نظام جمهوري اسلامي كارآمد است، گفت: دشمنان سال‌ها تبليغ و طراحي كردند تا چنين القا كنند كه جمهوري اسلامي ايران ناكارآمد است و چه‌بسا عناصر آنها در برنامه‌ريزي‌ها طوري عمل مي‌كردند كه اين ناكارآمدي را اثبات نمايند لذا بزرگ‌ترين خدمت به نظام اسلامي اثبات كارآمدي جمهوري اسلامي ايران است و دولت اين كار را وظيفه خود مي‌داند.

رئيس جمهور با قدرداني از خدمات اعضاي هيأت دولت گفت: شما به‎فضل الهي موفق بوديد و گره‌هاي 50ساله را باز كرديد. شما اصل 44 قانون اساسي را طوري اجرا نموديد كه بسياري از مدعيان باور نمي‌كنند و براي اولين‌بار در بحث‌هاي مسكن و اشتغال به‌صورت ريشه‌اي وارد عمل شديد. شما در بحث‌هاي سهام عدالت، هدفمندي يارانه‌ها، عمران، آبادي و زيرساخت‌ها و تأمين نيازهاي زيربنايي كشور به‌طور اساسي اقدام كرديد و در بحث اصلاحات ساختاري اقتصاد به‌طور جدي عمل نموديد كه اميدوارم خداوند به اين اقدامات بركت بدهد و هدايت كند تا دنيا با الگوي جديدي از كشورداري و زندگي مواجه شود و حق انتخاب داشته باشد.

*اعتقادي، منطقي و علمي با اساس استكبار و صهيونيسم مخالف هستيم؛ تا نابودي رژيم صهيونيستي با آنها مقابله خواهم كرد

احمدي‌نژاد خاطرنشان كرد: ما به‌صورت اعتقادي، منطقي و علمي با اساس استكبار و صهيونيسم مخالف هستيم و همه مطمئن باشند كه احمدي‌نژاد تا نابودي استكبار و رژيم پليد صهيونيستي با آنها مقابله خواهد كرد.

وي با اشاره به اينكه يكي از محورهاي اصلي تبليغات دشمنان و بدخواهان طي چند روز اخير كه به بهانه غيبت بنده صورت گرفت، موضوع تبعيت از ولايت فقيه بود، خاطرنشان كرد: عده‌اي در خارج با مكاري و تزوير و عده‌اي جاهل و بعضاً مغرض هم در داخل جشن و پايكوبي به راه انداختند كه البته قصد پاسخگويي به آنها را ندارم. آنچه روشن است اينكه در طول 5 سال و 6 ماهي كه در دولت در خدمت مردم بوديم شبانه‌روز با عشق و ايمان مشغول كار بوديم و همه وجودمان در مسير ولايت بوده است.

رئيس‌ جمهور خاطرنشان كرد: دولت حاضر، تنها دولتي است كه همه اعضاي آن بر موضوع ولايت فقيه متفق ‌القول هستند و ميثاق بسته‌اند تا از آن تبعيت كنند.

احمدي‌نژاد گفت: كساني كه نمي‌توانند به قدرت اداره دولت، سياست‌هاي اقتصادي و مديريت آن ايراد بگيرند بازي جديدي طراحي كرده‌اند ولي در اشتباه هستند.

وي تصريح كرد: دولت تا آخر، پاي پرچم ولايت فقيه ايستاده است و وظايف خود را به‌طور كامل انجام خواهد داد.

رئيس جمهور با اشاره به تبليغات دشمنان بيروني مبني بر ايجاد شكاف در نظام اظهار داشت: نظام سلطه و استكبار و رژيم صهيونيستي پليد و نامشروع بدانند كه احمدي‌نژاد به‎فضل الهي، اعتقادي، سياسي و براساس برنامه با آنها دشمني مي‌كند و تا آخر و نابودي آنها خواهد ايستاد.

احمدي‌نژاد تأكيد كرد: من تا لحظه آخر عمر در مسير ولايت، عليه استكبار و رژيم صهيونيستي خواهم بود و اميدوارم خداي متعال محو و نابودي اين رژيم را به ما نشان دهد.

وي خاطرنشان كرد: البته دوركاري و خانه‌نشيني چندروزه دلايلي دارد كه اين دلايل را در دل خود نگه مي‌دارم چون بسياري از حرف‌ها بايد در دل انسان باقي بماند اما از خداي بزرگ مي‌خواهم ملت، كشور، رهبر و انقلاب را تا حركت آخر محفوظ بدارد و همه بتوانيم در اين مسير نوراني و روشن، خدماتي ماندگار و خداپسند ارايه كنيم.

نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :

شرح مختصر زندگانی مولف شهید مطهری
استاد شهید آیت الله مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی


می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال ۱۳۳۱ در حالی که از مدرسین معروف و از


امیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.
پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی

کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد. به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال ۱۳۴۶ به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال ۱۳۴۹ علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.
اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال ۱۳۵۵ به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال ۱۳۵۵ موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند.
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :
احمدی نژاد این لایحه جدید را 6 اردیبهشت امضا کرد 
رئیس جمهور تاریخ ششم اردیبهشت 90 لایحه ای را امضا و به مجلس تقدیم کرده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی مشرق، پایگاه اطلاع رسانی دولت صبح امروز (شنبه 10 اردیبهشت) خبری را منتشر کرد که بر اساس آن با امضای رئیس جمهور لایحه عضویت ایران در موسسه منطقه‌ای ریسکام تقدیم مجلس شورای اسلامی شده است.

پیگیری های خبرنگار مشرق حاکیست این لایحه روز سه شنبه (6 اردیبهشت 90) توسط محمود احمدی نژاد رئیس جمهور امضا شده است.

بر اساس این گزارش، لایحه "عضویت دولت جمهوری اسلامی ایران در موسسه منطقه‌ای استانداردسازی، ارزیابی انطباق، تایید صلاحیت و اندازه شناسی (ریسکام) " که بنا به پیشنهاد معاونت حقوقی رئیس جمهور در جلسه مورخ 1/12/1389 هیئت وزیران به تصویب رسیده، 6 اردیبهشت 90 با امضای رئیس جمهور برای طی تشریفات قانونی تقدیم مجلس شد.
بر این اساس ، در مقدمه توجیهی این لایحه آمده است که به منظور گسترش حضور فعال و هدفمند ایران در سازمانها و مجامع بین‌المللی و منطقه‌ای و بهره‌گیری از آن در جهت تامین منافع ملی و تحقق هر چه بیشتر همگرایی منطقه‌ای و بین‌المللی در راستای اصول و اهداف استراتژیک سیاست خارجی کشور و لزوم توسعه و بکارگیری امکانات و ظرفیتهای بالقوه در راستای اهداف اقتصادی و اجتماعی کشور و با توجه به اهمیت توانمندسازی کشورهای منطقه اکو، تشویق به کاربرد استانداردهای بین‌المللی و در نهایت رفع موانع فنی تجارت در منطقه اکو، لایحه عضویت ایران در موسسه منطقه‌ای ریسکام برای طی تشریفات قانونی تقدیم مجلس شده است.
بر اساس ماده واحده این لایحه، به دولت اجازه داده می‌شود در موسسه منطقه‌ای استانداردسازی، ارزیابی انطباق، تایید صلاحیت و اندازه شناسی (ریسکام) به شرح اساسنامه ، عضویت یابد و نسبت به پرداخت حق عضویت مربوط و یا کمک، اقدام کند.
بر این اساس ، تعیین و تغییر دستگاه اجرایی طرف عضویت بر عهده دولت است.

 

تکمیلی:

پایگاه اطلاع رسانی دولت پس از انتشار این خبر در خبری جدید نوشت: لایحه "عضویت دولت ایران در موسسه منطقه‌ای ریسکام که در جلسه مورخ 1/12/1389 هیئت وزیران به تصویب رسیده ، پس از تایید رئیس جمهور در هفتم اسفندماه 1389 برای تشریفات قانونی تقدیم مجلس شد.

نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :

برخي شبهات پيرامون كشف پيكر شهيد برونسي

رئيس كميته مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: «پلاك هويت» عامل يقين در كشف پيكر شهيد برونسي است. اگر كسي درباره هويت شهيد تشكيك كند؛ يعني تمام شهدا ـ‌چه باپلاك و چه بي‌پلاك‌ـ بايد گمنام شوند كه اين اصولي و منطقي به ‏نظر نمي‌رسد.

 

به گزارش فخانیوز به نقل از سایت ساجد ،  سردار سيدمحمد باقرزاده، رئيس كميته مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح ظهر روز گذشته (يک‏شنبه) از كشف پيكر مطهر شهيد «عبدالحسين برونسي» پس از 27 سال در شرق دجله خبر داد. انتشار اين خبر مسرت‌بخش با واكنش‌هايي همراه بود. برخي همرزمان آن شهيد بزرگوار در صحت پيكر كشف‌شده تشكيك كردند و «مهدي برونسي» فرزند شهيد برونسي نيز اظهار نظر قطعي در اين باره را منوط به مشاهده پيكر و انجام بررسي‌هاي بيشتر از سوي خانواده و همرزمان دانست.
از همين رو و براي روشن‌شدن موضوع با سردار باقر‌زاده گفت‌وگو كرديم كه وي اظهار داشت: در اين گونه موارد توقع و حتي انتظار شخصي مي‌رود كه اعلان خبر بازگشت اين شهيد عزيز بعد از 27 سال، موجب مسرت و خوشحالي خانواده شود، اما متأسفانه در زمان انتقال اين خبر به خانواده محترم شهيد برونسي با فضايي مواجه شديم كه از جانب نويسنده محترمي كه پيش از اين درباره شهيد برونسي كتابي نوشته، به وجود آمده بود.

* به كار افتادن دست‌هاي مرموز براي تقابل با نظريه رسمي نظام درباره كشف پيكر شهيد برونسي

وي ادامه داد: در واقع مسئله اصلي، تشكيك در صحت موضوع نيست، زيرا تشكيك معمولاً موقعي رخ مي‌دهد كه فرد چيزي را ببيند و ترديد كند كه اين مسئله صحت دارد يا ندارد؛ لحظه‌اي كه ما به ديدار خانواده‌ اين شهيد والامقام رفتيم، پيكري به همراه نداشتيم كه از آنها بخواهيم در مورد آن پيكر نظر بدهند و در واقع يك هفته پيش از اين كه چنين خبري را رسانه‌اي كنيم، دست‌هاي مرموزي به كار افتاده بود تا براي تقابل با نظريه رسمي نظام، يك نوع جبهه‌گيري ايجاد كند كه قابل تأمل است.
رئيس كميته مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح يادآور شد: به طور كلي براي تعيين تكليف هزاران شهيدي كه تاكنون پيدا كرديم، همه شهدا نحوه شناسايي مشخصي داشتند؛ در واقع مدارك شخصي، پلاك هويت، كارت شناسايي و لوازم ديگري كه به صورت ويژه متعلق به آن شهيد بوده و مي‌توانست هويت فرد را دلالت كند، مورد مبنا بوده است و اين نخستين باري است كه كميته مفقودين با مسئله تشكيك درمورد هويت شهيد مواجه مي‌شوند.

* پلاك هويت شهيد برونسي، عامل يقين است

وي اظهار داشت: معمولاً از زمان جنگ، دايره‌ مدار كار شناسايي شهيد تفحص شده، بر اساس فتوا و دستوراتي بود كه از سوي نماينده ولي‌فقيه در سپاه مانند شهيد محلاتي، مرحوم آقاي فاكر و حضرت آيت‌الله طاهري خرم‌آبادي مشخص كرده بودند و حتي از امام خميني (ره) هم مباحثي داريم و اين است كه يا بايد در مورد هويت فرد يقين كنيم يا اينكه اخبار بيّنه داشته باشيم و منظور از اخبار بينه يعني گواهي دو نفر عادل.
سردار باقرزاده بيان كرد: در مسئله سردار شهيد برونسي اخبار بينه و شاهد عادلي كه بتواند با صراحت بگويد اين پيكر متعلق به شهيد برونسي است، نداريم اما عاملي كه مي‌تواند ما را به يقين برساند پلاك هويت شهيد بوده كه در اختيار ماست. بنابراين اگر كسي درباره هويت شهيد تشكيك كند بايد بگوييم هيچ يك از شهدا را نخواهيم توانست شناسايي كنيم يعني تمام شهدا چه با پلاك و چه بي‌پلاك بايد گمنام شوند كه اين اصولي و منطقي به نظر نمي‌رسد.
وي افزود: معمولاً در اين گونه موارد، آخرين چيزي كه ما را به يقين مي‌رساند، پلاك است بلكه نخستين چيزي هم كه ما را به يقين مي‌رساند پلاك است؛ وقتي پلاك فرد، كاملاً در جسم شهيد قرار گرفته و در سينه‌اش بوده است و ساير وسايل كمكي از جمله قرآن و جانماز شخصي كه همراه شهيد بوده، مي‌تواند براي خانواده اطمينان‌آور باشد و اينها را خانواده محترم شهيد هنوز نديده كه بتواند اظهارنظر كند.

* عامل ايجاد تشكيك، به خانواده شهيد، ملت، نظام و گروه تفحص ظلم كرده است

رئيس كميته مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح اظهار داشت: آن كسي كه فضا را تيره و تار كرده، چهار ظلم كرده است؛ نخستين ظلم او به اين خانواده شهيد عزيزي است كه بعد از 27 سال پيكر عزيزش برگشته است و به جاي اينكه موجبات تسلاي خانواده ‌‌شود، موجب تشكيك در خانواده را فراهم كرد؛ ظلم دوم، ظلم به بچه‌هاي تفحص است كه تلاش مي‌كنند تا دل خانواده‌اي را شاد كنند و ظلم سوم، ظلم به شهيد برونسي است؛ شهيدي كه الان براي تشييع وي از سراسر ايران تماس مي‌گيرند تا به مشهد بيايند و در مراسم تشييع اين شهيد شركت كنند؛ ظلم چهارم، ظلم به نظام مقدس جمهوري اسلامي است؛ در واقع نظريه رسمي نظام در طول 30 سال گذشته از اين طريق و از اين مجرا اعلام مي‌شده و هميشه براي مردم اطمينان‌آور و التيام‌بخش بوده كه امروز توسط يك نويسنده غيرمسئول زير سؤال رفته است و ما قطعاً اين را نخواهيم بخشيد.

* تدفين پيكر به عنوان شهيد گمنام در صورت عدم تأييد خانواده شهيد برونسي

سردار باقر‌زاده اضافه كرد: بنابراين آينده كار هم مشخص است؛ پيكر شهيد برونسي، طي ساعات آينده به مشهد منتقل مي‌شود تا به رؤيت خانواده محترم شهيد برسد؛ در صورتي كه خانواده معظم شهيد بپذيرند و يقين كنند كه اين پيكر متعلق به عزيز آنهاست، اين شهيد در مشهد و با شكوه تمام، تشييع شده و ضمن تحويل به خانواده شهيد در هر جايي كه آنها به مصلحت بدانند به خاك سپرده مي‌شود و در غير اين صورت، ما هيچ برخورد تحميلي نخواهيم كرد و اين شهيد به صورت گمنام در دانشگاه فردوسي مشهد به خاك سپرده خواهد شد.

* شبهه‌افكني در بي‌سر بودن پيكر شهيد برونسي بدون استدلال است

وي يادآور شد: اين نويسنده‌ محترم شبهه‌اي درباره سر شهيد مطرح كرده است؛ يكي از رزمندگان كه با شهيد برونسي بوده گفته است كه سر شهيد برونسي قطع نشده بود؛ ما نيز نگفتيم سر شهيد قطع شده بود، بلكه سر شهيد برونسي به همراه پيكرش نبوده است. اساساً وقتي جسم شهيدي تبديل به استخوان و اسكلت مي‌شود، سر به صورت طبيعي از آن مفصل مربوطه و نقطه بصل‌النخاع جدا مي‌شود؛ طبيعي است كه در شرايط جوّي و حتي وزش باد شديد، ممكن بوده كه جمجمه شهيد جدا شده و به نقطه ديگري منتقل شود و اين موضوع كراراً ديده شده؛ لذا درباره اينكه سر شهيد برونسي الان در كجا قرار گرفته اطلاع نداريم و پيكر را با لباس و تجهيزات و پلاك پيدا كرديم.

* براي شهيدي كه پلاك دارد، الزامي بر انجام آزمايش DNA نيست

رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس در خصوص مطرح شدن آزمايش DNA از شهيد برونسي، گفت: آزمايش DNA كه در اين موضوع مطرح شده، صحت ندارد؛ در واقع هيچ ضرورتي براي آزمايش DNA نبوده زيرا اين آزمايش زماني صورت مي‌گيرد كه از شهيد پلاك نداشته باشيم و مسئله دوم اينكه در حال حاضر با آزمايش DNA، به نتيجه نمي‌رسيم؛ براي اينكه پدر و مادر شهيد، از دنيا رفته‌اند؛ اگر پدر و مادر در قيد حيات باشند هر كدام 50 درصد نظريه را تأييد مي‌كنند كه در مجموع 100 درصد است؛ اما از طريق فرزندان فقط به 25 درصد نتيجه مي‌رسيم و لذا آزمايش DNA نمي‌توانست در رابطه با اين قضيه يقين‌آور باشد؛ و اظهارنظري كه يكي از مسئولين بنياد حفظ آثار ارائه داده، غيرمسئولانه و بدون اطلاع انجام گرفته است.

نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :

پیکر شهید برونسی کشف شد

خبرگزاری فارس: رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: پس از 27 سال پیکر شهید برونسی در عملیات ویژه‌ای در شرق دجله کشف شد.

شهید برونسی

سردار سید محمد باقرزاده ظهر روز یک شنبه در جمع خبرنگاران اظهار داشت: از شهید برونسی پلاک هویت، بخشی از صفحات قرآن به همراه جانماز و مهر، سربند لبیک یا خمینی و لباس بادگیر خاکی منقوش به آرم سپاه پیدا شده است.

وی ضمن تبریک پیدا شدن پیکر بی‌سر شهید برونسی به مردم متدین و شهید پرور مشهد به ‌ویژه خانواده این شهید بزرگوار تصریح کرد: به همه دولت مردان و مسئولان توصیه می‌کنم از این شهید بزرگوار درس تبعیت از ولایت فقیه بگیرند

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: پیکر شهید برونسی در عملیات ویژه‌ای در شرق دجله به همراه 12 شهید دیگر پیدا و به میهن منتقل شد و در سالروز شهادت حضرت زهرا (س) همزمان با دهه دوم در مشهد تدفین می‌شود.

باقرزاده با بیان اینکه این شهید والامقام سر در بدن ندارد تأکید کرد: شهید برونسی بر آرمان‌های خود استوار است.

وی ضمن تبریک پیدا شدن پیکر بی‌سر شهید برونسی به مردم متدین و شهید پرور مشهد به ‌ویژه خانواده این شهید بزرگوار تصریح کرد: به همه دولت مردان و مسئولان توصیه می‌کنم از این شهید بزرگوار درس تبعیت از ولایت فقیه بگیرند.

نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :
در پاستور صورت گرفت؛ دیدار هیات چینی با دکتر احمدی نژاد+متن مذاکرات
هیاتی از نمایندگان کنگره خلق چین به سرپرستی نائب رئیس این کنگره روز شنبه با دکتر احمدی نژاد دیدار و گفتگو کردند.

علی اصغر زارعی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار سیاسی مشرق، از دیدار یک هیات چینی با دکتر احمدی نژاد خبر داد و گفت: یک هیات از نمایندگان کنگره خلق چین که از هفته گذشته وارد تهران شده اند، عصر روز شنبه با رئیس جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدار چن جیلی نایب رئیس کنگره نمایندگان خلق چین و شهاب الدین صدر نائب رئیس مجلس شورای اسلامی نیز حضور داشتند.

احمدی نژاد در این دیدار با ابلاغ سلام به "هو جین تائو" همتای چینی خود، گفت: جمهوری اسلامی ایران و چین، هر دو دارای سابقه ای طولانی در روابط دوجانبه و در زمینه های گوناگون هستند که این روابط طی سالهای اخیر رشد خوبی داشته است.
وی تأکید کرد: تهران، چشم انداز روشنی در افق همکاری های دو جانبه با چین متصور است و برای این همکاری ها اهمیت زیادی قائل است و امیدوار است تا روابط دو طرف در راستای منافع دو ملت ایران و چین و در جهت حفظ صلح و ثبات منطقه، ارتقا یابد.
خانم "چن جیلی" نیز در این دیدار با تأیید دیدگاه های احمدی نژاد درباره روابط ایران و چین، سلام هو جین تائو، رئیس جمهور این کشور را به احمدی نژاد ابلاغ و تصریح کرد: روابط دوجانبه همواره در حال توسعه بوده و دستاوردهای خوبی از همکاری ها در زمینه های سیاسی، فرهنگی، تجاری و اقتصادی عاید طرفین شده است.
وی افزود: امسال، چهلمین سال برقراری روابط دیپلماتیک بین تهران – پکن است و چین تمایل دارد برای تحکیم بیشتر این روابط و تحکیم اعتماد متقابل سیاسی، تقویت همکاری قوای مقننه دو کشور، تعمیق دوستی دو ملت و ارتقای روابط چین با تهران تلاش کند.

یک منبع آگاه در گفتگو با مشرق تاکید کرد که از حیدر مصلحی وزیر اطلاعات برای شرکت در جلسه امروز هیات دولت دعوت شده است و شایعات پیرامون این مساله صحت ندارد.

نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :
شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران‌بزرگ؛ به دنبال استیضاح دولت نیستیم


شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران‌بزرگ با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد:
انتظار ما از رئیس‌جمهور ادامه روند گذشته دولت نهم و دهم، ضمن کاستن همه اشتباهات این مدت است.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران‌بزرگ در خصوص مسائل اخیر داخلی کشور بیانیه‌ای صادر کرد که متن کامل آن به شرح ذیل است:

از هر منظر که به تاریخ معاصر ایران نگاه شود سوم تیر 84 یک مقطع تاریخی است که باید از آن به عنوان نماد تجلی اراده ملت نام برد. ملتی که پس از تحمل سال‌ها فقر، فساد و تبعیض و همچنین سیاست‌های غیرانقلابی دولت‌های سازندگی و اصلاحات، مردی را به عنوان رئیس‌جمهور خود انتخاب کردند که از دل مردم برآمده بود و با شعار عدالت و حرکت به سوی دولت اسلامی، بازگشتی مبارک به سوی آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی را کلید زده بود.

دولت نهم در فضایی شکل گرفت که همه احزاب و گروه‌ها علیه آن در یک جبهه قرار گرفتند و دقیقاً در چنین فضایی بود که استراتژی «از مؤتلفه تا نهضت آزادی» از سوی یکی از چهره‌های شاخص جریان تجدیدنظرطلب مطرح گشت.

از سوی دیگر دولت نهم تمامی هم و غم خود را جهت رفع مشکلات عمده و محسوس ملت صرف کرد تا جایی که در 4 سال اول، تمامی استان‌های کشور حداقل 2 بار، حضور رئیس‌جمهور و دیگر وزرا را از نزدیک بخود دیدند.

رهبر انقلاب در تمامی این مدت با حمایت‌های قاطعانه خود از گفتمان عمومی دولت، یک تنه سنگ‌اندازی‌ها در برابر گفتمان کار، خدمت و جهاد را دفع کردند و اگرچه در این میان بسیاری از کسانی که با تابلوی اصول‌گرایی منکر و مانع خدمات دولت می‌شدند اما باز هم این رهبر انقلاب بودند که در قامت اصلی‌ترین مدافع گفتمان دولت جدید، امیدی برای همه دلسوزان انقلاب و نظام اسلامی محسوب می‌شدند.

دولت دهم نیز در فضایی شبیه به آنچه توصیف آن گذشت، بر سر کار آمد. تمامی جبهه باطل علیه منتخب از خارج و داخل کشور با شعار«نه احمدی‌نژاد» متفق‌القول شدند تا مسیر صحیح ملت را تغییر دهند اما به حول و قوه الهی تصمیم بزرگ و تاریخ ملت ایران در 22 خرداد 88 نشان داد مسیر آغاز شده بازگشت ندارد و گفتمان عدالت و خدمت به مستضعفین به گونه‌ای در میان مردم رسوخ کرده که نمی‌توان برای آن رقیبی تصور کرد.

از سوی دیگر جنبش دانشجویی به ویژه بسیج دانشجویی به عنوان نیرویی که افتخار خود را حرکت در چارچوب گفتمان انقلاب و امام(ره) و رهبری عزیز می‌داند، همواره خود را موظف دانسته که از گفتمان عمومی دولت نهم و دهم که همان عدالت‌خواهی و خدمت به ملت است، حمایت کند. روندی که از بعد سوم تیر 84 تا امروز که قریب به 6 سال از آن برهه می‌گذرد، ادامه داشته است. اگرچه در این بین بعضاً انتقاداتی نیز به برخی عملکردهای جزیی دولت وارد بوده است اما بیان آن‌ها در کنار حمایت قاطع از گفتمان دولت، باعث نشده است تا اصل و فرع موضوع تغییر کند.

در همین زمینه اتفاقات اخیر را نیز که تحت عنوان برکناری و سپس ابقای وزیر اطلاعات به وجود آمد، نباید خارج از این چارچوب نگریست، چرا که سخنان تاریخی رهبر معظم انقلاب در روز شنبه و در دیدار با مردم استان فارس نیز مهر تأییدی بر این مدل نگاه به خدمات و دستاوردهای دولت نهم و همچنین اشتباهات و«غفلت از مصالح بزرگ» می‌باشد.

بدون تردید همان‌طور که رهبر عزیز انقلاب نیز در سخنان خود اشاره کردند ‌ "امروز قوای سه‌گانه به ویژه دولت حقاً و انصافاً در حال خدمت و تلاش هستند و ملت و رهبری همواره از خط کار و خدمت در کشور حمایت خواهند کرد " لکن این موضوع هیچ‌گاه دلیلی بر آن نیست تا در صورت مشاهده هرگونه قصور در دولت، نسبت به آن سکوت شود چرا که این خواسته دیرینه رئیس‌جمهور عزیز از ملت است که بارها در صحبت‌های خویش تاکید کرده بود "هرجا بی‌عدالتی مشاهده کردید آن چنان فریاد بزنید که صدایتان به گوش احمدی‌نژاد برسد. "

لذا در این زمینه گفتنی‌هایی است که فریاد می‌زنیم تا به گوش رئیس‌جمهور محبوب و عزیز کشورمان برسد:

1- بعد از ماجرای طرح مسئله مردم اسرائیل در شهریورماه 87، رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای هیئت دولت فرمدند "اتقوا من مواضع التهم " یعنی ایشان از اعضای هیأت دولت و رئیس‌جمهور خواستند تا با عبور از حاشیه‌سازی‌های نابجا، طبق فرمایش امیرالمؤمنین(ع) از مواضعی که در آن مورد اتهام قرار می‌گیرند، دوری کنند اما سؤال اصلی اینجاست که این مهم چقدر در طی این مدت جدی گرفته شد و آیا برخی اظهارات تا به جای اطرافیان رئیس‌جمهور مصداقی در نقض این توصیه تاریخی نبود؟

2- بعد از انتصاب رئیس دفتر فعلی رئیس‌جمهور به معاونت اولی دکتر احمدی‌نژاد در تیرماه 88، رهبر معظم انقلاب طی حکم حکومتی جمله‌ای تاریخی خطاب به رئیس‌جمهور ایراد داشتند. جمله‌ای که اگر در همان برهه مورد توجه قرار می‌گرفت، امروز بسیاری از اختلافات در میان نیروهای انقلاب هوادار دولت وجود نداشت و آن جمله این بود "انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس‌جمهور برخلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شماست " و ای کاش رئیس‌جمهورعزیز در همان برهه با دوری از علت‌العلل اختلاف و سرخوردگی میان علاقه‌مندان خود، مانع بروز مسائل امروز م‌ شد.

3- یک سال بعد و در دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب، این‌بار نیز عملکرد برخی اطرافیان رئیس‌جمهور مورد گلایه دانشجویان قرار گرفت. نکته‌ای که البته رهبر انقلاب آن را نسبت به مسائل اصلی،«فرعی» خواندند، لکن این موضوع نشان داد ایشان نیز نسبت به این موضوع به عنوان یک مشکل نگاه می‌کنند.

4- پس از اظهارات نابجای رئیس دفتر رئیس‌جمهور پیرامون مسایلی چون مکتب ایرانی، مدیریت برخی پیامبران، موسیقی، ... شاهد موجی از عزل و نصب‌های غیرعادی در دولت بودیم. روندی که مشخص بود نتیجه آن هرچه نباشد، یک نکته مهم را در پی خواهد داشت و آن هم اخلال در روند خدمت‌رسانی دولت نسبت به ملت است.

کار به جایی رسید که همه آنان که موافق آقای رئیس دفتر بودند در دولت ابقا شدند و آن‌ها که مخالف، از دولت رفتند هرچند ما نسبت به حق مصرح رئیس‌جمهور در قانون اساسی در عزل و نصب وزرا و معاونان خود صحبتی نداریم لکن ای کاش معیار انتخاب رئیس‌جمهور به گونه‌ای بود که موجب نگرانی دلسوزان انقلاب نشود.

تصفیه تمامی نیروهای دلسوز انقلاب در کابینه طی این مدت از جمله باقری لنکرانی، غلامحسین اژه‌ای، داود احمدی‌نژاد، پرویز فتاح و ... و ورود افرادی چون محمدرضا رحیمی، حمید بقایی، سعید مرتضوی، احمد قلعه‌بانی و ... ضریب گرفتن اسفندیار رحیم مشایی در دولت مصداق تام جمله تاریخی رهبر انقلاب بود که پیش از این به رئیس‌جمهور درباره اختلاف و سرخوردگی میان هوادرانش هشدار داده بودند.

متأسفانه حلقه اصلی اطراف رئیس‌جمهور در حال حاضر آن قدر بسته عمل می‌کند که نسبت به سال‌های دولت نهم، رئیس‌جمهور حتی یک دیدار دانشجویی نیز با حضور نمایندگان واقعی تشکل‌ها برگزار نکرده تا از نزدیک حرف آن‌ها را بشنود و اگر هم دیدارهایی طی این مدت بوده است، یکی از دیگری گزینشی‌تر و عملا افرادی در این دیدارها حضور داشته‌اند که حداقل با جنجال‌سازترین چهره دولت هیچ زاویه‌ای نداشته اند.

5- ما هنوز هم تردیدی نداریم که دغدغه اصلی دولت و شخص رئیس‌جمهور خدمت بی‌منت و بی‌وقفه به ملت است. روندی که 6 سال است که از آغاز آن می‌گذرد. از سوی دیگر در ولایت‌پذیری ایشان نیز تردیدی نداریم چرا که جملات تاریخی ایشان در این مدت را هیچ‌گاه از یاد نخواهیم برد "زندگی در پناه ولایت‌فقیه تمرین زندگی در سایه معصوم است "، "عشق امروز مردم ایران به ولایت‌فقیه و رهبری در ادامه خط اتصال به وجود حضرت ولی عصر(ع) است "، "خدا را شاکریم که ملت ایران به رهبری خردمندانه رهبر فرزانه و معظم انقلاب پرچمدار پیروی از فرهنگ حسینی و عاشق دلباخته قطب عالم امکان است " و ...

اما حقیقت آن است که ما از رئیس‌جمهور بیش از دیگران انتظار داریم چرا که عملکرد دولت طی 6 سال گذشته نشان داده است از دیگران حداقل یک سروگردن بالاتر هستید. لذا برخی تحرکات اطرافیان ایشان در دولت همواره این نگرانی را در میان دلسوزان انقلاب به وجود می‌آورد که نکند احمدی‌نژاد به آن میزان که از او توقع می‌رود عمل نکند و این نگرانی آنجا بیشتر می‌شود که سه ضلع اصلی «اقتصاد، فرهنگ و اطلاعات» کشور، مورد تلاش جدی این افراد جهت فتح کامل قرار گرفته است، به گونه‌ای که نمودهایی از آن را امروز در تاسیس برخی بانک‌های خصوصی و ... درحوزه اقتصاد، رونق گرفتن برخی مشی‌های خاص که در تضاد با روح انقلاب اسلامی هستند درحوزه فرهنگ و در نهایت تلاش ناکام جهت برکناری وزیر اطلاعات شاهد هستیم.

6- اکنون که 2 سال تا پایان عمر دولت دهم فرصت باقی است، انتظار ما از رئیس‌جمهور عزیز ادامه روند گذشته دولت نهم و دهم، ضمن کاستن همه اشتباهات این مدت است. ساده‌زیستی، استکبارستیزی، شجاعت، صداقت، پرکاری، مردم‌گرایی، عدالت‌خواهی، روحیه ضدفساد و تبعیض و از همه مهم‌تر ولایت‌پذیری شما طی این مدت همان چیزی است که مورد مطالبه 25 میلیون رای‌دهنده به شما در انتخابات 88 است و اگر خواسته دوم خود را نیز بخواهیم در جمله این خلاصه کنیم، همان است که رهبر فرزانه انقلاب پیش از این از شما خواسته بودند "اتقوا من مواضع التهم " از هر کاری که شما را در موضع تهمت قرار می‌دهند اجتناب کنید.

7- در پایان امیدورایم صحبت‌های دلسوزانه ما به گوش رئیس‌جمهور برسد. ما نه هم چون بسیاری از سیاسیون، به دنبال طرح مطالبات خود در ازای قدرت هستیم و نه سودای استیضاح دولت در مجلس را در ذهن می‌پرورانیم، نه به دولت حسادت می‌کنیم، ما به شخص احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور ایران عزیز افتخار می‌کنیم و تا هر زمان که ایشان در جهت کلی گفتمان فعلی دولت به خدمت به مردم ادامه دهند، بی‌منت از ایشان حمایت می‌کنیم اما چه کنیم که برخی اطرافیان دولت که اصرار ویژه‌ای بر«این همانی ساختن از خود و رئیس‌جمهور» دارند، ما را نگران کرده‌اند و ما نیز راهی جز بیان صریح خواسته‌های خود از رئیس‌جمهور نمی‌بینیم.



ادامه متن ...
نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :
مصلحی: به ایمان، انقلابی بودن، ساده زیستی و پرکاری احمدی نژاد اعتقاد دارم
حجت الاسلام حیدر مصلحی در جمع نیروهای وزارت اطلاعات از احمدی نژاد به عنوان فردی مومن و انقلابی یاد کرد.

روز گذشته حیدر مصلحی در نمازخانه ساختمان مرکزی وزارت اطلاعات و در جمع پرسنل این وزارتخانه طی سخنانی بازسازی و نوسازی وزارت را یک ضرورت خواند و تاکید کرد ورود من به دولت و پذیرفتن مسوولیت بر اساس شناخت قبلی از روحیات آقای احمدی نژاد بود.
مصلحی افزود: من با چشمانی باز و شناختی که از ایمان، انقلابی گری، ساده زیستی و پرکاری احمدی نژاد داشتم این مسوولیت را پذیرفتم و حقیقتا هم به تعریف های مقام معظم رهبری از شخص آقای احمدی نژاد اعتقاد دارم.
در این مراسم همچنین وزیر اطلاعات ، متن نامه مقام معظم رهبری خطاب به وی را قرائت کرد که با تکبیرهای پرشور پرسنل وزارت همراه بود.

نوشته : سرباز جنگ نرم    نظرات :
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.